تبليغاتX
naslsevom
سلام دوستای عزیزم

امتحانامون تموم شد و دوباره برگشتیم نمیدونم فعلاْ از چی بنویسم ولی

گفتم اول خبر بدم تا بعد

روز پدر هم به همه پدرهای عزیز تبریک میگم مخصوصاْ 

خودم

 

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 20:10 |

Chinese Dinner

 

شام چيني

 

نبینی از دستت میره پس

 

حتما اشتهات باز می شه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 23:40 |

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 23:29 |

دل من سخت گرفته است از این دوری شوم
طاقت دوری یک لحظه دگر نیست مـــــــــــرا

وای از این کندی هر ثانیه از دلتنگــــــــــــــی
که دگر تاب درازای گذر نیست مـــــــــــــــــرا

سایه اشک به چشمان یمینم جاری اســت
که ز احوال تو دیری است خبر نیست مـــــرا

تار و پود دلم از با تو نبودن پوســــــــــــــــیـد
بی تو آرامش شب تا به سحر نیست مــــرا

تن من خسته از این روزهای بی حاصــــــــل
بی تو اطراف تن خسته سپر نیست مــــــرا

درد هجران تو بسیار کشیدم لیکـــــــــــــــن
ییر دیدار تو درمان دگر نیست مـــــــــــــــرا

از یم دوری تو قلب من آتش بگرفــــــــــــت
ییر خاکستر دل هیچ اثر نیست مـــــــــــــرا

رسم عاشق سفر از وادی معشوق نبـــــود
به تو سوگند دگر شوق سفر نیست مــــــرا

مه من رو بنما بی تو دلم یمگین اســـــــت
بی تو از این ره اندوه گذر نیست مـــــــــــرا

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 22:51 |

دلم هواي غريبي ميكند ،دلم با توست و در دلم احساس
خوشنودي ميكنم. دلم جوش تو را ميزند.
وقتي تو را ميبينم دلم به لرزه مي افتد ،به خود افتخار ميكنم.
در دلم احساس رضايت ميكنم ،چون در قلب من حك شده اي.
تو مانند گل در قلبم شگفتي و رشد كردي و الان مانند يك كوه
در دلم استوار شده اي و هيچ چيز نميتواند آن را بشكند و حالا
خوشحالم از اين كه مثل آفتاب ،بر زندگيم طلوع كردي و همه
خاطرات خوبم را رقم زدي ،صادقانه ميگويم ،اگر روزي نباشي
 من هم نيستم چرا كه زندگيم به بودن تو وابسته است.

 

 

اين دل عاشق و دلتنگ تو را ميخواند
ميزند سر به گل و سنگ تو را ميخواند
روز و شب خواب تو بينم كه ز تو بازآيي
ميزند غم به دلم چنگ ،تو را ميخواند
هر نفس هر دم و هر بازدمم زخمه توست
ميزند ضجه ،هر آهنگ تو را ميخواند
بي تو در دل من زلزله اي بر پا شد
اين گل پر پر خوش رنگ تو را ميخواند
خانه كوچك قلبم به خدا جاي تو است
اين دل ناخوش دلتنگ تو را ميخواند

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 18:53 |

نمي دانم چه نيرويي مرا از بروز احساساتم باز مي دارد

در حالي كه ايمان دارم تك تك سلولهاي بدنم عشق تو را

فرياد ميزنند و قلبم با شنيدن نام و صداي تو همچون

قطره هاي باران كه به شدت با زمين برخورد مي كنند

به سينه ام مي كوبد فكرم لحظه اي از ياد عشق تو غافل

نيست و همواره به دنبال جايي است كه در آ ن  حرف

و نشاني از تو باشد. با اين اوصاف دلم مي خواهد لحظه اي

هم به ياد اين قلب عاشق باشي كه براي بهانه اي جز تو

ندارد ،قلب حقيرم را بپذير و در گوشه كوجكي از دل

درياي ات بگنجان و بدان تا هميشه دلم براي با تو

يكي شدن پر ميزند.

مرا از خودم برهان تا دنيايي از عشق و يكرنگي

برايت به ارمغان بياورم.

فرومانرواي قلب عاشقم باور كن تويي مهربان ديروز و امروز و فرداهاي من...

طعم شيرين لبت ،درد و دوا ريخت بهم

                               نسخه شربت و قانون شفا ريخت بهم

اين چه شيريني و لطفيست كه بر لب داري

                               نزدم بوسه هنوزش ،لب ما ريخت بهم !

دست بردم به قلم تا كه كنم وصف لبت

                               جوهر و حسرت و آه دل ما ريخت بهم

به فداي لب همچون شكرت جان و دلم

                               گرمي بوسه تو حال مرا ريخت بهم

((در دلم بود كه بي دوست نباشم هرگز))

                               يا رب اين فكر دل انگيز چرا ريخت بهم؟

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 18:51 |
+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 21:48 |
  
+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 21:34 |

 

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود.
 زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود.
 زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود.
زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود.
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود.
 زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود .
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود .
زيباترين اعترافم عشق توبود.

برای عشق تمنا كن ولي خار نشو 

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن

براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 21:32 |
گل یاس